جمعه 9 آبان 1399 Friday 30 October 2020 13 ربیع‌الاول 1442
خبرهای تازه

یادواره ی دو شهید همیشه جاوید محمد مختاری و صانع ژاله

یاد اسرا و شهدای بیست و پنج بهمن ماه گرامی باد

 

وقتی سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، خارج از صندوق های رای رقم خورد، کمتر کسی تحولات و مسائل پس از آن را تصور می کرد. توسل حاکمان به خشونت علیه معترضین و اصرار بر تحمیل نتیجه اعلام شده، به رودرویی بخش مهمی از مردم با حاکمیت انجامید؛ رویارویی ای که نقطه اوج آن در قتل و شکنجه معترضان و در نهایت، حصر و حبس رهبران جنبش در بهمن ۱۳۸۹ دیده شد. 

 

پس از قیام مردم مصر و تونس، میرحسین موسوی و مهدی کروبی به طور مشترک طی نامه ای، درخواست مجوزی برای شرکت مردم در تظاهرات حمایتی از مردم این دو کشور کردند و بنابر انتظار، این مجوز تا آخرین روز در اختیار معترضین قرار نگرفت. درعوض، بسیاری از مشاوران و اطرافیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی از جمله تقی رحمانی، صالح نقره کار، علی باقری و... دستگیر و زندانی شدند. این گونه شد که مشاوران میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در مصاحبه هایی جداگانه با شبکه بی بی سی فارسی اعلام کردند که دیگر نیازی به مجوز نیست و راهپیمایی در هر صورت برگزار می شود.

به این ترتیب پس از 14 ماه (از راهپیمایی حکومتی 9 دی 88) که رهبری و مریدانش بر از بین رفتن جنبش سبز تاکیدهای مکرر کرده بودند و آن را یک جنبش مرده می پنداشتند، خیابان های تهران و بسیاری از شهرهای ایران، دوباره چهره امنیتی به خود گرفت و شاهد حضور گسترده مردم معترض شد که صدای «الله اکبر» و «مرگ بر دیکتاتور» آنها دوباره پس از مدت ها سکوت، در کوچه و خیابان و بام ها شنیده شد. معترضان در حالی به این فراخوان پاسخ گفتند که مهدی کروبی از 20 بهمن و میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد از همان صبحگاه 25 بهمن در حصر خانگی قرار گرفتند. حصری ناعادلانه و غیر قانونی که تا امروز برغم اعتراضات داخلی و بین المللی ادامه دارد.

حسن روحانی، منتخب دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری، در تبلیغات انتخاباتی‌اش وعده داده بود که در طول یک سال می‌تواند زمینه رفع حصرها را فراهم کند، اما بسیاری فراموش کردند که او کسی بود که دقیقا 2 روز پس از پویش مردمی 25 بهمن، این حرکت را را نابخردانه و فتنه گرانه خوانده وگفته بود: «حرکت 25 بهمن گروهی فریب خورده کاملاً محکوم است و قوه قضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضدانقلابی اقدام نماید».

در گیری های 25 بهمن دو کشته بر جای گذاشت که نحوه برخورد حکومت با آن ها بسیار متفاوت از قبل بود. "صانع ژاله" و "محمد مختاری" دو دانشجوی 26 و 22 ساله ای بودند که این بار سرکوبگران به جای انکار قتل آنان به سنت پیشین، سعی در مصادره خونشان به نفع حکومت داشتند. بنابراین، پس از مرگ صانع، برایش کارت بسیج صادر کردند و خبرگزاری فارس اعلام کرد که او توسط شلیک مستقیم افراد «گروهک تروریستی منافقین» به قتل رسیده است. حسین شریعتمداری هم در یک برنامه زنده تلویزیونی، او را مخبر کیهان خواند. اما تمام این ادعا ها بعدا توسط خانواده صانع که در آن زمان تحت فشارهای شدید امنیتی بودند، تکذیب شد.

در 27 بهمن ماه طی یک مراسم حکومتی، پیکر صانع بر دستان قاتلانش در تهران تشییع و پس از انتقال به پاوه بدون اینکه جنازه را به خانواده تحویل دهند، همان جا به خاک سپرده شد. در مورد "محمد مختاری" هم سناریویی شبیه به این ترتیب داده شد با این تفاوت که با توجه به سوابق او و نوشته هایش در فیس بوک، نتوانستند او را بسیجی جلوه دهند.

 

آخرین پست محمد مختاری در صفحه فیس بوکش این بود: « خدایا! ایستاده مردن را نصیبم کن چرا که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام».

 

مبنع روزنما

آخرین ویرایش در یکشنبه, 25 بهمن 1394 ساعت 18:00

آخرین اخبار سیاسی

آخرین گفتگوهای رادیویی

آخرین اخبار کارگری

برنامه رادیویی شیران دربند

آخرین اخبار فرهنگی و ورزشی

برنامه رادیویی موسیقی کلاسیک

Go to top