سه شنبه 27 آذر 1397 Tuesday 18 December 2018 9 ربیع‌الثانی 1440
خبرهای تازه

دلنوشته خانم اكرم نقابى مادر سعيد زينالى در مورد هجدهم تيرماه و براى سعيد

 
هجدهم تير ماهِ هرسال مثل هيزمىِ كه انداخته ميشه وسط شعله هاى آتيش قلبم و شعله ور ترش ميكنه.
آتيشى كه فقط قلب من رو نسوزونده.همه ى خانواده ام هجده سالِ تمام وسط اين آتيش قلب و روحشون سوخته.
آتيشى كه با بردن سعيد براى ده دقيقه سؤال و جواب جرقه اش زده شد و

هجده سال با سردواندن ها و بى مسئوليتى ها و تحقير و توهين ها و تهمت ها و بى انصافى ها و... هر روز و هر روز شعله ور تر شد و جانم را سوزاند.
"ايستاده در آتش" ميتونه اسم مناسبى براى تراژدىِ زندگىِ من باشه.
دوست داشتم مادر احمد متوسليان رو ميديدم و تو بغلش زار ميزدم كه همدرديم،فقط يه فرقِ خيلى بزرگ با هم داريم.
پسر تو رو دشمنان اين مملكت ازت گرفتند ولى پسر من رو!!!!
من هنوز هم با جانى سوخته ولى با صلابت و استوار براى گرفتن نشانى از سعيدم هر درى را ميزنم. ولى افسوس انگار نقطه ى پايانى براى اين"انتظار" نيست...
سعيدم هجده سال است كه تو را از من گرفته اند.هجده سال است كه تو را نديده ام،نبوسيده ام،نبوئيده ام.اما هنوز براى پيدا كردنت،براى دوباره ديدنت كفش هاى آهنيم به پايم است.
ميان آتش يا گلستان،فرقى ندارد.
"ميدانم روزى دوباره تو را خواهم ديد"
اكرم نقابى

آخرین اخبار سیاسی

آخرین گفتگوهای رادیویی

آخرین اخبار کارگری

برنامه رادیویی شیران دربند

آخرین اخبار فرهنگی و ورزشی

برنامه رادیویی موسیقی کلاسیک

Go to top